No items in cart
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

برای نگاه به واقعیت‌های جهان به خصوص پدیده مانند سیاستگذاری عمومی بی نهایت زاویه دید وجود دارد. نوشته حاضر به شناسایی و بررسی برخی از مهمترین فلسفه ها و چالش های فلسفی بنیان‌های سیاستگذاری عمومی مدرن را شکل داده اند یا تحت تاثیر قرار دادند می‌پردازد. از این رهگذر سفر علمی ما با مکاتب کلاسیک آغاز شده و با گذر از دوران مدرن فلسفه پست مدرن و فلسفه سیاستگذاری عمومی سده بیست و یک ختم می‌گردد ما در خلال طول مسیر به معرفی بسیاری از فیلسوفان بزرگ و حتی نه چندان مشهور خواهیم پرداخت که به مثابه سازندگان عینک هایی هستند که ما از ورای آنها پدیده ای به نام سیاستگذاری عمومی را می‌بینیم و درک می‌کنیم.

افراد مکاتب و نحله های فکری مختلف مورد مداقّه قرار گرفته و تاثیر هر کدام از آنها بر متغیر وابسته یعنی بنیان‌های نظری سیاستگذاری عمومی مدرن تحلیل خواهند شد. سعی شده آثار ایده های کوچک و بزرگی که در ارتباط پیوسته و مداوم به هم پیوسته و سمفونی نظریه های سیاستگذاری عمومی را شکل داده اند شناسایی و معرفی گردند. شاید بحث فلسفه سیاسی یا حتی سیاستگذاری عمومی به مورد بحث قرار گرفته باشد لکن بررسی فلسفه از منظر سیاستگذاری عمومی و سیاستگذاری در اندیشه سیاسی ضرورتی است که کمتر بدان پرداخته شده و شاید مخالفانی از سوی هر دو گرایش علم سیاست داشته باشد. افزون اینکه نویسندگان سعی کرده اند با نگاهی تحلیلی تقابل ها و تشابهات نظریات و مکاتب مختلف و پیامدهای آن ها بر سیر تئوری علوم سیاستگذاری و اداری را بررسی نمایند. 

مقدمه

سیاستگذاری عمومی مدرن را می‌توان زاییده مدرنیته یعنی نوزایی اندیشه‌ها و مکاتب فلسفی در حوزه‌های اجتماعی سیاست فرهنگ و اداره جامعه دانست. درست است که مدرنیته را نمی توان جدا از بناهایی مانند فلسفه یونان باستان بررسی کرد لذا لازم است ابتدا به بررسی جایگاه سیاستگذاری یا اداره امور جامعه در افکار افلاطون در تعریف فلسفه مدرن باید و بسیاری دیگر را پیشگام دانست اما بحث اداره امور عمومی و تصمیم گیری سیاسی در فلسفه مدرن بیشتر در آثار نیکولو ماکیاولی جان لاک و آدام اسمیت قابل تحقیق و تفحص دانست فلسفه بر شناسایی اخیر عموم گذاشته و به دنبال پیاده‌سازی آن با ابزارهای علمی است بسیاری از اندیشمندان فلسفه مدرن مبتنی بر محور عدم اعتماد به مثابه ابزار هدایت جامعه به سوی خیر و سعادت و در مقابل اعتقاد راسخ بر توانمندی عقلی اداری بر شناسایی مفصل بندی و عملیات سازی دانش می دانند لذا مفهوم لیبرال در معنای اصیل خود عقب زدن و در اختیار گرفتن حکومت از سوی جامعه به عنوان ابزار اداره جامعه زاییده شد.

از این رهگذر٬ دیوید هیوم و ادموند بورک قابلیت منطق انسانی را برای جستجو و یافتن دانش و حقیقتی که برای هدایت تمدن بشری ضروریست را مورد پرسش قرار دادند از دیگر منتقدین مدرنیسم که تئوری آنها نقش مهمی در نظریه های سیاستگذاری داشته می توان مارشال دیموک و ژان پل سارتر٬ جان رالز و مکتبی که به نام پدیدارشناسی شناخته می‌شود را نام برد که هرکدام بنیان ها و پایه های فلسفه سیاسی و در نتیجه فلسفه اداره جامعه را بنیان نهادند.

با این وجود در بحث جنبش فلسفی مدرنیسم مسئله اساسی ما این است که این فلسفه چه نقشی در خلق تحلیل سیاستهای عمومی و سیاستگذاری داشته است این سوال در اندیشه های وودرو ویلسون که محور آن جنبش بروکراسی است و نیز هربرت سایمون پاسخ داده خواهد شد. ویلسون نقش چشمگیری در جنبش‌های اصلاحی آکادمیک اجرایی و سیاستگذاری ایفا نموده است این متفکران به خوبی فلسفه سیاسی را وارد حوزه اداره امور عمومی و سیاستگذاری نموده اند یا حداقل آن را تبدیل به دستور کار اصلی مدیریت عمومی کردند. هربرت سایمون رویکرد اپیستمولوژیک را که محتوای منطقی و استنتاجی آن تا حد زیادی آمیخته با اندیشه‌های لودویگ ویتگنشتاین شده بود وارد ادبیات نوظهور مدیریت عمومی کرد. به دلیل مخالفت ها و نوع فلسفه مدرن رشد پیچیدگی ها در سیاستگذاری های آن روز آمریکا و جهان ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات و نیز واکنش های تند به فیلسوفان آن زمان از سوی نسل جوان از متفکران تغییر جهتی اساسی در فلسفه سیاسی و اجتماعی روی داد. فلسفه پست مدرنیسم در آثار نیچه تولد یافت و تغییر مسیر خود در آثار ویتگنشتاین که اکنون ایده‌های مدرنیستی خود با نام پوزیتیویسم منطقی را کنار گذاشته بود تجربه کرد و از آثار همین نویسنده وارد اداره امور دولتی شد. روشن است که فلسفه مدرن هنوز قوی و تاثیرگذار مانده است. دانشجویان و متخصصان هنوز در دانشگاه‌ها مفاهیمی مانند مدیریت کیفیت٬ مدیریت ریسک٬ تحلیل هزینه-فایده٬ نظریه انتخاب عمومی و بسیاری دیگر از مفاهیمی که زاییده رهیافتهای مدرن هستند می آموزند و مورد استفاده قرار می دهند اما رویکرد های بدیل دیگری تولید یافته اند که در جوامع و شبکه های فکری و علمی بسیاری مورد توجه هستند که به آنها پرداخته خواهد شد.

فلسفه سیاسی و سیاستگذاری عمومی

هرچند ریشه یابی مفاهیم اداره امور عمومی را می توان به دوران یونان باستان٬ تعالیم انجیل و ادبیات مدیریت شاهنشاهی در بریتانیای دوران نورمن ها و شاه ویلیام اول بازگردانید و یا همان گونه که ایرا شارکانسکی معتقد است تعالیم ادیان آسمانی و مسیحیت بسیار به مسائل مبتلابه سیاستگذاری امروز مانند حکمرانی٬ پاسخگویی٬ تصمیم‌سازی و اداره امور عمومی نزدیک است چراکه ادیان آسمانی مستقیماً به مسائلی مانند قدرت٬ اقتدار٬ مشروعیت سیاستگذاران و تصمیم‌گیران و مشورت برای عدالت اجتماعی٬ یافتن راه حل مشکلات عمومی و مشاورانی که تصمیم گیری های پادشاهان را نقد و رد می کردند٬ اشاره دارند. این امر نشان از پیوندهای عمیق و تاثیرگذار سیاستگذاری مدرن و ادبیات ماقبل مدرنیته دارد با این وجود پدر علم اداره جامعه را بی شک باید ماکیاولی دانست از این‌رو آغازگر فلسفه سیاسی مدرن ما خواهد بود.

نیکولو ماکیاولی

ماکیاولی به مثابه منشوری است که رشته اندیشه‌های ماقبل خود را گرفته متمرکز کرده و در جهت دیگری باز می تاباند. به بیان دیگر٬ ماکیاولی به حق تلاقی سه موضوع بحث ماست؛ وی یک مجری و کارگزار دولتی و در عین حال پایه‌گذار اندیشه سیاسی سکولار هم هست. یعنی سیاستگذاری و اداره امور عمومی٬ فلسفه و مدرنیسم هر سه در وجود علمی آثار وی قابل مشاهده است. سکولارسازی مدیریت دولتی از ماکیاولی آغاز شده است چرا که وی زندگی را به مثابه تنها دارایی انسان می‌بیند که به دنبال خدمت به نیازهای خویش می باشد به جای اینکه انسانی در خدمت خدا باشد. بر اساس نظر ماکیاولی٬ بشر در این جهان تنهاست لذا توانایی های خود را برای خدمت به خود به بهترین نحو بکار میگیرد. فارغ از اینکه ماکیاولی به دلیل همین دیدگاهش همیشه مورد تکفیر و تکریم بوده است بی‌شک وی بنیانگذار مفهوم اداره امور دولتی و سیاستگذاری عصر مدرنیته بوده است.

در دیدگاه جدید٬ علوم سیاست گذاری در درجه اول ابزاری است آمیخته با ارزش که در خدمت مدیران جامعه است برای اینکه تصمیم بگیرند جامعه چگونه اداره شود تا به خیر عمومی برسند. در نظر ماکیاولی کارآمدی کارایی در اداره جامعه محوریت دارد و بی طرفی اخلاقی و ارزش محسوب می شود. با بینشی عمیق می‌توان ارتباط میان مدیریت عمومی جدید و مفاهیم مورد نظر ماکیاولی را از ورای ادامه حیات آنها در آثار اندیشمندانی مانند هابز٬ لاک٬ منتسکیو و بنیانگذاران آمریکا و نیز نویسندگان کلاسیک مدیریت دولتی مانند لوتر گولیک و فردریک تیلور ملاحظه کرد. امروزه شهریار ماکیاولی میتواند یک مدیر بخش دولتی٬ یک سیاستگذار٬ یک برنامه ریزی منطقه ای٬ یک شهردار٬ یک نماینده مجلس باشد. ماکیاولی با بیان این نکته که صدای مردم صدای خداست به ما می‌آموزد که تمرکز و توجه به بخش عمومی غرق در نیازها و مشکلات و مسائل اجتماعی که نیازمند برنامه ریزی و سیاستگذاری برای حل مشکلات هستند اساس مشروعیت و نیز ثبات سیاسی است. نیازها و خواسته های عموم٬ عقلانیت و منطق وجود دولت است چرا که باید برای حل آنها سیاستگذاری نماید. از این رهگذر٬ دانستن نظر جامعه و ایجاد ارتباطات با عموم از طریق رسانه های آزاد در پایه ریزی یک نظام باثبات بسیار مهم است. بی شک تمرکز و توجه به تکنیک های داده جامعه و نیز حفظ یک بی طرفی ارزشی که در ادبیات بعدی سیاستگذاری به صورت پررنگ تر شدن عقلانیت اقتصادی و در شکل نظریه هایی همچون انتخاب عمومی٬ تحلیل هزینه فایده٬ سودگرایی و غیره خود را نشان داده است وامدار اندیشه ماکیاولی است.

 

عقاید سیاسی و علوم سیاسی برای سیاستگذاری عمومی
عقاید سیاسی و علوم سیاسی برای سیاستگذاری عمومیعقاید سیاسی و علوم سیاسی برای سیاستگذاری عمومی نوشته کنت پرو
توضیحات بیشتر
قیمت : 5000 تومان
تاثیر قدرت بر تصمیم گیری
تاثیر قدرت بر تصمیم گیرینفوذ قدرت در تصمیم گیری نوشته خالد الیحیی
توضیحات بیشتر
قیمت : 1000 تومان
مدرن سازی نظام سیاستگذاری
مدرن سازی نظام سیاستگذاریمدرن سازی نظام سیاستگذاری برای قرن بیست و یکم: یک مدل حرفه ای واین پارسونز فصلنامه سیاستگذاری و مدیریت عمومی
توضیحات بیشتر
قیمت : 5000 تومان
ارزشهای عمومی و نگرشهای سیاسی در کار مدیران دولتی
ارزشهای عمومی و نگرشهای سیاسی در کار مدیران دولتیارزشهای عمومی و نگرشهای سیاسی در کار مدیران دولتی
توضیحات بیشتر
قیمت : 1000 تومان
نظریه سیاستگذاری چگونه بر اتخاذ سیاستها تاثیر میگذارد؟
نظریه سیاستگذاری چگونه بر اتخاذ سیاستها تاثیر میگذارد؟نظریه سیاستگذاری چگونه بر اتخاذ سیاستها تاثیر میگذارد؟ نوشته پل کایرنی
توضیحات بیشتر
قیمت : 1000 تومان