No items in cart
ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 من می خواهم بخش اول عرایضم را روی این متمرکز بشوم، و بعد بروم روی موضوع عملیاتی، دوست بزرگواری فرمودند که ما نظری بحث نکنیم ولی من خودم اعتقاد دارم ما تا مدل و الگو نداشته باشیم نمی توانیم ساختار فکری بریزیم و براساس آن فکر کنیم چه برسد به سیاست گذاری؛ که اساساً سیاست گذاری با مدل زاده شده.

ما یک مدلی را اینجا طراحی کردیم به عنوان یکی از مدل های برگزیده در سیاست گذاری هست که دوستان ملاحظه خواهند فرمود. این مدل متغیرهای دخیل در یک فرآیند سیاست گذاری را به ما نشان می دهد. این مدل یکی از مدل های برگزیده سیاست گذاری است که در موارد و حوزه های مختلف ازش استفاده شده است. این مدل را در سال 1976 دو نفر از متخصصین این حوزه ارائه دادند. تمام این افکار را جمع کردند، شنیده های بزرگان را جمع کردند و به شکل یک مدل ارائه دادند شروع ما برای سیاست گذاری، تنظیم دستور کار است. همین جلسه ای که ما اینجا دور هم نشستیم، نیاز به یک دستور کار داشت. این دستور کار خوب دستور کار سیاست گذاری ماست. ما که اینجا نشستیم داریم فکر می کنیم که نهاد سیاست گذاری پژوهش چی باید باشد؟ این دستور کار سیاست گذاری پژوهش هست.

چون فرصتی نیست من بخواهم روی آن متمرکز بشوم. اما همین بس که تعیین اهداف توی این حوزه برای یک سیاست گذاری پژوهشی بسیار بسیار با اهمیت است و من به این دلیل روی آن مکث می کنم. من به عنوان یک پیشنهاد که از آن مدل آمده است - فقط من یکی از گزینه های مدل را دارم خدمت دوستان ارائه می دهم – دو تا راهبرد را یا استراتژی را من پیشنهاد می دهم.

یکی اینکه پژوهش بشود برای تبیین سیاست گذاری دینی. که ما در عصر جدید چه سیاست هایی را در نظر بگیریم. پژوهش برای تبیین دین در سیاست گذاری. این نکته را من باز کمتر دیدم، چرا؟ به این دلیل که دوستان بیشتر روی آن بعد اول متمرکز بودند، عموماً من در جلسات فرهنگی هم که شرکت می کنم، برای سیاست گذاری فرهنگی، این بعد خیلی کمتر دیده می شود. که چرا حوزه و شما نمی آیید یک نظریه بدهید برای اینکه سیاست گذاری در کشور باید چه اصول اخلاقی رعایت بشود در آن. دین با سیاست گذاری نسبت اش چی هست؟ این را باید شما ارائه بدهید، حوزه باید این را ارائه دهد. لذا این یکی از مهم ترین دستور کار های پژوهش حوزه هست. ما در این مباحثی که در غرب مطرح شده، نظریات مختلف آمدند و گفتند انسان موجودی است اقتصادی، سود و ضررش را می سنجد، لذا تئوری آمده است بیرون، انتخاب عقلانی، انسان اقتصادی، بر اساس این تئوری های اقتصادی لیبرالیسم آمده جلو تا امروز. اما ما چرا در حوزه نیامدیم نظریه بدهیم؟ اخلاق را ببریم در سیاست گذاری بگوییم انسان وجدانی، فرض  بفرمائید، در مقابل انسان اقتصادی. چرا نیامدیم این تز را مطرح بکنیم و بر اساس آن بچینیم؟

به نظر من این یکی از دستور کارهای مهمی است که در پژوهش حوزه دین باید به آن توجه بشود. و به مصادیق اش هم اینجا اشاره شد که پژوهش برای تبیین دین در سیاست گذاری را من در چند حوزه دسته بندی کردم. یکی اخلاق در سیاست گذاری است. که زیرعنوان هایش را به سرعت می خوانم. دیانت در تعریف مسائل اجتماعی چیست؟ اخلاق سیاست گذاری چیست؟ این را برای ما باید بگویید شما. حوزه باید برای دانشگاه بگوید، این کارویژه را انجام بدهد که ما از توی این بتوانیم تئوری ها را دربیاوریم. مورد دوم تعامل دین و سیاست گذاری هست. این را باید شما روشن بکنید. چالش های اخلاقی در ارزیابی. این که عرض می کنم دقیقاً عنوان یک مقاله انگلیسی هست. چالش های اخلاقی در ارزیابی سیاست ها. ولی در ایران کار شده راجع به این؟ ولی در امریکا کار شده و منتشر شده. جایگاه دین در سیاست خارجی. این عین عنوان یک کتاب هست. که جایگاه دین در سیاست خارجی امریکا. آیا حوزه در این زمینه کاری کرده؟ شاید هم من ندیده باشم. خوب و بد در سیاست گذاری چیست؟ گود اند بد در سیاست گذاری چیست؟ منفعت عمومی چجوری تعریف می شود؟ کی می تواند تعریف بکند اینکه منفعت عمومی یا پاپلیک گودی که ما در این سیاست گذاری می گوییم، چی هست؟ این را حوزه باید بگوید. ولی در این حوزه ها نیازمند یک سیاست گذاری پژوهشی بیسیک است، نقش نهادهای دینی در سیاست گذاری و همین طور بحثی که خدمتتان عرض کردم، نظریه پردازی که از توضیح بیشترش خودداری می کنم.
بحث دومی که خدمت دوستان عرض کردم، ویژگی موسسات یا نهادهای سیاست گذاری هست. حالا این می تواند در حوزه پژوهش هم عملیاتی بشود. اولیش ساختار تفکیک شده است، در یک نهاد سیاست گذاری پژوهشی. لازم نیست که همه نهادها را ما رسمی در نظر بگیریم و قواعد برایشان بنویسیم. تقسیم وظایف که توضیحات خاص خودش را دارد. رسمیت داشتن سیاست گذاری ها. همان طور که بعضی از دوستان فرمودند، شاید رسمیتی به آن شکل نباشد. تعیین اهمیت برنامه ریزی ها. ما باید سلسله مراتب سیاست ها را، اهمیت نهادها همه اینها را تبیین بکنیم.  این مهم بود و اشاره هم شد. قدرت نهادی هم که در قالب همان استقلال، حالا چه استقلال مالی را من بهش می گویم قدرت نهادی، می توانیم ذیل آن هم در نظر بگیریم. داشتن مکانیزم برای شناخت و حل بسترهای تعارض. یعنی یکی از مسائلی که در نهادهای سیاست گذار ممکن است اتفاق بیفتد، تعارض است که در این زمینه خوب داشتن مکانیزم، بسیار مهم است، ما نمی خواهد همه را هم رنگ و هم شکل کنیم، بلکه مکانیزم حل تعارض، حتی در سیستم سنتی درش ریش سفیدی بوده، سطح بالای هم فکری مشورت، من مخالف این هستم که نهادها را بخواهید متمرکز کنید، ما الان در دنیا بحث های جدید دارند می روند به سمت به قول خودشان (دلیبریتیو) یعنی بحث های مشورتی، همیاری، بحث های اجماع و اینطور مسائل، حالا ما نباید برعکس برویم، ما بیاییم همه چیز را رسمی بکنیم. باید بریم به سمت گفتمان، گفتگو و دیالوگ برای مسائل و سیاست گذاری ها. شایستگی و توان رهبری و هدایت علمی یکی از ویژگی های نهادی هست. منابع سیاسی، حمایت از سوی قانون گذار و سیاست مدار از موارد مهم است. سرزنده بودن برای یک نهاد پژوهشی، بسیار مهم است و ارتباطات که دوستان فرمودند.

لینک خبر