امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

گروهی متشکل از کوهن، مارچ و السن مدل جالبی را در خصوص چگونگی سیاستگذاری در برخی سازمان‌ها ارائه نموده‌اند که به زودی مورد توجه بسیاری قرار گرفت.

آنها در نتیجه تحقیق خود فضای سیاستگذاری در برخی مواقع در عرصه سیاستگذاری را ظرف‌زباله Garbage Can نام نهاده‌اند که ویژگی اساسی آن همگرایی و جفت شدنِ تصادفی مشکلات عمومی با راه‌حل‌ها (یعنی سیاست‌ها) می‌باشد. آنها معتقدند هرگاه در یک نظام سیاستگذاری، ترجیحات و اولویت‌ها مبهم و نامعین باشد و نتوان تصمیم‌گیری را مبتنی بر طبقه‌بندی ترجیحات و سپس انتخاب از میان آنها قرار داد و همچنین اگر ترجیحات متعدد بوده و به روشنی تعریف نشده باشند از این رو عمل بر ترجیحات تقدم داشت، در این حالت در یک نظام سیاستگذاری آشوب‌زده به سر می‌بریم. همچنین در این نظام، در خصوص مکانیزم‌ها دید روشنی وجود ندارد و مشارکت در تصمیم‌گیری گاه‌باز و گاه‌بسته یا سیال است؛ مشارکت کنندگان در تصمیم گیری به راحتی وارد سازمان شده و بر سلسله مراتب ترجیحات بر سیاستگذاری تاثیر می گذارند و نیز مشارکت کنندگان به سرعت تغییر می یابند.

هرچند آثاری از مدل چرخه‌ای را می‌توان در پهنه سیاستگذاری در سازمانهای ایران مشاهده کرد لیکن به تحقیق هیچ یک از مدل‌های مطرح در علوم سیاستگذاری همخوانی با سیاستگذاری در ایران نداشته و نمی‌تواند تحلیلگر عرصه سیاستگذاری باشد. با توجه به شرایطی که بر عرصه سیاستگذاری در سازمانهای کشور حاکم است فقط مدل سیاستگذاری کشکولی یا سطل‌زباله تا حدود زیادی انطباق با سیاستگذاری در سازمانها دارد.

جریانها و مرحله ها در سیاستگذاری عمومی
جریانها و مرحله ها در سیاستگذاری عمومیجریانها و مرحله ها در سیاستگذاری عمومی: انطباق نظریه جریانهای سیاستی کینگدان و نظریه سیاستگذاری مرحله ای نوشته مایکل هاولت نشریه اروپایی مطالعات سیاسی
توضیحات بیشتر
قیمت : 2000 تومان